سیاریفاه حسواتون میسوار؛ کاندیدای دکتری روابط بینالملل در دانشگاه سنترال چاینا نرمال و پژوهشگر همکار اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
چرا روابط چین و ایران اهمیت دارد؟
ظهور مشارکت استراتژیک بین چین و ایران در زمانی که روابط دوجانبه و دیگر مشارکتهای جهانی کارآمد و مستقیم هستند، تأثیرات عمدهای بر ژئوپلیتیک جهانی داشته و نظم جهانی را بازتعریف کرده است. از آغاز این رابطه، سال ۲۰۲۵ به دلیل امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک ۲۵ ساله بین چین و ایران، سالی برجسته بوده است. این همکاری پس از جنگ کوتاهمدت ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ تقویت شد. این لحظه نهتنها آزمونی برای حکومت ایران بود، بلکه فرصتی برای پکن فراهم کرد تا نفوذ خود را در منطقه استراتژیک اوراسیا، که عرصه رقابت جهانی بین ایالات متحده، چین و روسیه است، تقویت کند.
در عصر کنونی، مشارکت چین و ایران توجه جهانی را فراتر از معاملات صرفاً اقتصادی و انرژی جلب کرده است. این موضوع در مشارکت چین و ایران در استراتژیهای توسعه زیرساختها تحت ابتکار کمربند و جاده، انتقال فناوری، و همکاری دیپلماتیک یکپارچه در زمینه ارزشهای ایدئولوژیک و استراتژیک مشهود است. این روابط دوجانبه یک قمار ژئوپلیتیکی برای هر دو کشور است و پایهای برای نظم جهانی چندقطبی در حال شکلگیری فراهم میکند. درک عمیقتر این نظم و پیامدهای آن برای قدرت جهانی در قرن بیستویکم برای همه ضروری است.
ژئوپلیتیک ۲۰۲۵: جهانی پیچیده و در حال تغییر سریع
جنگ کوتاهمدت ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ فاز جدیدی از پیچیدگی سیاسی و امنیتی را در خاورمیانه به همراه داشت. این جنگ نهتنها به تخریب انسانی و زیرساختی منجر شد، بلکه با تضعیف قیمت نفت و مسیرهای تجارت جهانی، به ناکامی اقتصادی جهانی دامن زد. پیامدهای این جنگ در تنشهای ژئوپلیتیکی چندلایه جدید بین قدرتهای منطقهای و جهانی دیده میشود که رقابت ژئوپلیتیکی جدیدی را بین ایالات متحده، چین و روسیه آغاز کرد.
در این بستر ژئوپلیتیکی جدید، چین بهصورت استراتژیک از طریق سرمایهگذاریهای اقتصادی مبتنی بر سیاستهای توسعه کنترلشده و استفاده از قدرت نرم، بهعنوان قدرتی غالب ظاهر شده و از رویارویی مستقیم نظامی اجتناب میکند. چین به دنبال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در اروپای شرقی و مرکزی است، در حالی که تلاش میکند ارزش ژئوپلیتیکی سرمایهگذاریهای خود را حفظ کند. درگیریها در اوراسیای مرکزی و شرقی تنها رقابت ایالات متحده و چین را تشدید میکنند. نظم ژئوپلیتیکی جهان در سال ۲۰۲۵ با گذار از هژمونی ایالات متحده و غرب به چندقطبیت جهانی، که عمدتاً توسط چین و ایران بهعنوان کانونهای جدید تحول ژئوپلیتیکی هدایت میشود، پیچیدهتر شده است.
چین و ایران: مشارکتی که وضعیت موجود را برهم میزند
طرح مشارکت استراتژیک ۲۵ ساله که توسط چین و ایران در دهه اول این هزاره ایجاد شد، چیزی بیش از یک قرارداد تجاری به ارزش صدها میلیارد دلار است. این دستاورد همچنین پایهای برای نظم جهانی چندقطبی فراهم میکند که نسبت به سلطه غرب دوستانهتر است. فراتر از ارقام سرمایهگذاری و قراردادهای صادرات نفت، چشمانداز ژئوپلیتیکی عمیقتری وجود دارد که اتحادی از عملگرایی اقتصادی با همبستگی ایدئولوژیک قوی را ترکیب میکند.
بهویژه برای چین و ایران که با تحریمهای سیاسی مواجه هستند، ایجاد طرح همکاری که جریان سلطه هژمونیک سنتی را به چالش میکشد، غیرممکن نیست. این همکاری متقابل است، اما فراتر از رفع نیازها، به رسمیت شناختن متقابل حاکمیت سیاسی و استقلال در تغییر نظم سیاسی جهانی است. بنابراین، جنبه سیاسی این رابطه، ستون اصلی مشارکت ایران و چین است. موقعیت متقابلاً سودمند این مشارکت استراتژیک، که در برابر انزوای سیاسی عملگرایانه است، مرزهای فراتر از جریان فناوری، انرژی و سرمایه را درمینوردد و جهان را فراگیرتر و متعادلتر میکند.
تأثیر جنگ ایران و اسرائیل بر روابط چین و ایران
جنگ ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ همچنین شتاب همکاری پکن-تهران را افزایش داد. چین از رویکرد قدرت نرم و تعامل هوشمند استفاده کرد، برخلاف رویکرد غربی به جنگ. پکن دیپلماسی و گفتوگوی صلحآمیز را ترویج داد، اما با جاهطلبی بازسازی سرمایهگذاری و استراتژی سهام پکن.
رویکرد چین همچنین منعکسکننده اجتناب از تأثیر مستقیم استقرار نظامی، کاهش منابع و دستورالعملهایی برای حفظ ثبات در مسیرهای تجارت و انرژی است. در این مورد، چین جانبدارانه عمل نمیکند، کانال نظامی مرحله اول را میبندد، اقدام یکجانبه صادر میکند و چرخه خشونت را متوقف میکند.
ریسکهای بلندمدت جنگ ایران و اسرائیل بر ثبات و امنیت منطقهای و تأیید جهانی قابل چشمپوشی نیست. مشارکت قوی چین و ایران در قرن بیستویکم در زمینه مدیریت چارچوب ثبات و مداخله مستقل نظامی، مشعلی جهانی است. چین سرمایهگذاری و دیپلماسی را ترجیح میدهد که ثبات جهانی را نزدیکتر میکند.
فرصتها و موانع برای ۲۰۲۵ و فراتر از آن
مشارکت چین و ایران پایهای برای فرصتهای ادغام ژئوپلیتیکی و اقتصادی در منطقه فراهم میکند و ژئوپلیتیک غرب آسیا و اوراسیا را بازپیکربندی میکند. موقعیت ایران میتواند بهعنوان هاب ترانزیت برای مسیرهای تجاری با اهمیت اقتصادی عمل کند و این کریدورها میتوانند برای تشکیل شبکهای اقتصادی یکپارچه در غرب آسیا ادغام شوند، تقریباً مانند شبکهای اقتصادی یکپارچه برای منطقهای که از نظر ژئوپلیتیکی با درگیریهای مداوم مشخص میشود. ابتکار بازسازیشده کمربند و جاده چارچوبی برای ادغام جامع ایران در شبکه تجارت و اقتصاد یکپارچه چین فراهم میکند.
با این حال، این فرصتها از چالشهای واقعی و قابلتوجه ناشی میشوند، در این مورد، استراتژی مهار جامع با تحریمهای سنگین از سوی غرب، بهویژه ایالات متحده، و چالشهای ژئوپلیتیکی همراه با ایران. فشار دیپلماتیک، در این مورد، با پنهان کردن تحریمها، ایران را محدودتر میکند و بهطور نامناسب اما قابلفهم، چین را در معضل ژئوپلیتیکی قرار میدهد که باید بین منافع اقتصادی یا تحریمهای سیاسی اولویتبندی کند.
پتانسیل ایران برای چین یک موقعیت دو لبه است. مهار دیپلماتیک و حفظ ثبات درگیری بهطور مثبت از درگیری نظامی باز جلوگیری میکند، اما همچنین فاقد ابزارهای دیپلماتیک است. ایران سپس با ریسکهای ژئوپلیتیکی ایجادشده در منطقه مواجه است که از انسجام و مثبتاندیشی مشارکت فراتر میرود.
مشارکت آینده در این چارچوب در ادغام فرصتهای واقعی و مدیریت چشمانداز تطبیقی از محدودیتهای ژئوپلیتیکی غیرمنطقی بهصورت هماهنگ نهفته است.
تأمل نهایی: جهان چگونه باید پاسخ دهد؟
مشارکت استراتژیک چین و ایران یکی از عوامل ژئوپلیتیکی مهمی است که غرب آن را نادیده گرفته است. پاسخ به این کاربرد ژئوپلیتیکی نیازمند کار واقعی، استراتژیک و گسترده است. رسیدگی به این عامل پیچیده یکی از مهمترین اولویتها در تنظیم و اجرای سیاست خارجی است. موفقیت یا شکست آن تأثیر عمدهای بر ایجاد نظم چندقطبی و ثبات در اوراسیا و خاورمیانه خواهد داشت.
نمایش شکست در پاسخ با سیاستهای تحریم و انزوا که توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا اجرا شده است، غرب باید این مشارکت رو به رشد را پیشبینی میکرد. مشارکت چین در جاده ابریشم و سایر پروژههای زیرساختی، که بر اساس سرمایهگذاری چین در احیای زیرساختها با سازماندهی سرمایهگذاری در توسعه کشورهای خاورمیانه مدلسازی شده است، باید پیشبینی میشد. محتاطانهترین پاسخی که میتوان در بلندمدت و بهطور پایدار انجام داد، قطعاً باید از طریق گفتوگوی زیرساختی و مذاکرات کاهش تنش انجام شود.
حفظ و تقویت تحقیقات یک جهش فکری در پاسخ به بحران جهانی کنونی است. این امر لازم است تا مجموعهای از سیاستها که با تحقیقات علمی، سیاستگذاران و جامعه بینالمللی ادغام شدهاند، این مفهوم مشارکت را نه در بستر ژئوپلیتیک متعارف، بلکه در بستر پروژه توسعه چندقطبی و فراگیر جدید مقایسه کنند.
ثبات ژئوپلیتیکی جهانی در آینده به نقش محوری که هر بازیگر ایفا خواهد کرد بستگی دارد. طرح جدیدی برای ثبات که برای مشارکت استراتژیک چین و ایران طراحی شده است، در حال حاضر در دسترس است و برای کشورهای غرب آسیا اجرا میشود.