به وبسایت اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین خوش آمدید

نباشد جدا مرز ایران و چین/ فزاید ز ما بر جهان آفرین

الهیه خیابان دربندی بعد از ملکوتی پلاک ۲۷

پارادوکس پکن: چرا ایرانِ غربگرا در اتحاد با آمریکا، برای چین سودمندتر است؟

احمدرضا پاشایی؛ دستیار پژوهشگر در اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین 

در باور رایج، ایرانِ منزوی و در تخاصم با ایالات متحده، یکی از کارت‌های برنده بازی ژئوپلیتیک چین در رقابت با غرب تلقی می‌شود. طی این برداشت، مادامی که تهران در محور ضدآمریکایی باقی بماند، پکن می‌تواند از آن بعنوان یک اهرم فشار در تقابل با واشنگتن استفاده کند. امّا چنانچه پرسش روابط تهران-واشنگتن را از زاویه دید منافع بلندمدت چین و با توجه به الگوی رفتاری وی در سایر نقاط جهان بررسی کنیم، گزاره مذکور چندان دقیق نیست.
چرا ایرانِ معتدل، باثبات و غربگرا، سناریویی‌ست مطلوب‌تر برای پکن در قیاس با آنچه می‌پنداریم؟

ثبات به‌مثابه پیش‌شرط منافع ملّی:

چین در روابط بین‌الملل خود بیش از هر چیز به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری طرف مقابل اهمیت می‌دهد. این کشور با فاصله‌گیری از پیمان‌های ایدئولوژیک، از محیطی بهره می‌برد که در آن تجارت، انرژی و سرمایه‌گذاری بدون اختلال سیاسی، آزادانه جریان یابد.
در این چارچوب، کاهش بی‌ثباتی در غرب آسیا برای چین ارزش راهبردی دارد. ایرانِ غرب‌گرا، که در تعارض دائم با آمریکا و همسایگان خود نیست، می‌تواند به کاهش تنش‌های مزمن در خلیج فارس و تضمین امنیت مسیرهای انرژی منجر شود.
چنین تحولی، مستقیماً هزینه‌های ژئوپلیتیک چین برای ارتباط با تهران را کاهش می‌دهد؛ پکن دیگر ناچار نخواهد بود روابط خود با ایران را از مجاری پنهانی و در سایه تهدید تحریم‌های ثانویه مدیریت کند.

ثبات ایران، به معنی کاهش ریسک سیاسی در پروژه‌های منطقه‌ای چین نیز هست. برای کشوری که سیاست خارجی آن بر رویکرد «عدم مداخله و سود متقابل» تکیه دارد، کاهش احتمال درگیری یا تغییر ناگهانی سیاست‌ها در یکی از نقاط کلیدی کمربند انرژی و زنجیره ارزش جهان، یک امتیاز حیاتی محسوب می‌شود.

الگوی روشن روابط چین با متحدان آمریکا:

شواهد آماری به‌خوبی نشان می‌دهد که چین، برخلاف تصور عام، با کشورهای هم‌پیمان آمریکا روابط اقتصادی بسیار گسترده‌تری دارد تا با ایران.
در سال‌های اخیر، حجم تجارت سالانه چین با عربستان سعودی از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار گذشته است. با امارات متحده عربی، ترکیه و قطر نیز به‌ترتیب حدود ۱۰۰، ۵۰ و ۲۵ میلیارد دلار بوده.
در این سو امّا، حجم کل مبادلات تجاری ایران و چین به‌سختی به ۲۰ میلیارد دلار می‌رسد، آن هم عمدتاً محدود به صادرات نفت خام تخفیف‌خورده و ارزان ایرانی‌ست. سرمایه‌گذاری مستقیم چین در ایران نیز، در مقیاسه با سرمایه‌گذاری‌های چندین میلیاردی وی در عربستان، امارات، ترکیه و …، ناچیز و نمادین است.

این تفاوت فاحش نشان می‌دهد که چین، محیط اقتصادی امن و پربازده کشورهایی که در چارچوب نظم بین‌الملل فعالیت می‌کنند (حتی اگر متحد یا شریک راهبردی آمریکا باشند) را ترجیح می‌دهد، محیطی که در آن قراردادها قابل اجرا، مبادلات قابل بیمه و مسیرهای بانکی شفاف هستند.

اقتصاد آزادتر، سود پایدارتر:

ایرانِ غیرتحریمی، به بازاری بزرگ و رقابتی بدل خواهد شد که نه تنها برای صادرات کالاهای صنعتی چین، بلکه برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بنیادین نیز جذاب است.
رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط بین‌المللی، به معنای آزاد شدن ظرفیت اقتصادی ایران به سود شرکت‌های چینی است؛ از پروژه‌های حمل‌ونقل و انرژی گرفته تا فناوری، بانکداری و تجارت دیجیتال.

چین امروز برای حضور در بازار ایران، ناچار به استفاده از مسیرهای پرخطر، واسطه‌محور و غیرشفاف است؛ امّا در ایرانِ غرب‌گرا، این موانع از میان برداشته خواهند شد. نتیجه؟ تجارت سالم‌تر، امن‌تر و با قابلیت بیمه‌پذیری بالا. چنین روابطی به‌ویژه برای شرکت‌های بزرگ چینی که در بازارهای جهانی حضور دارند، بسیار مطلوب‌تر از همکاری محدود در شرایط خاکستری و تحریم‌زده کنونی است.

کاهش وابستگی به روسیه و بازتعریف توازن انرژی:

چین با تنوع‌بخشی به مبادی تأمین انرژی، نه‌تنها از ریسک‌های ژئوپلیتیک خود می‌کاهد، بلکه دست بالاتری در تنظیم قیمت و قراردادهای درازمدت پیدا می‌کند.
در چنین شرایطی، ظهور ایرانِ غرب‌گرا بعنوان بازیگری فعال، غیرتحریمی و اتکاپذیر که از موقعیت ژئوگرافیک ممتاز نیز برخوردار است، می‌تواند جایگاه روسیه در بازار انرژی را تضعیف، و سیاست استقلال راهبردی چین را تقویت کند. ثبات در عرضه انرژی، رکن بنیادین امنیت اقتصادی چین است؛ عاملی که تهرانِ معتدل و مسئول، می‌تواند تضمین کند.

ایرانِ بدون تنش؛ ستون نظم چندقطبی:

چین از نظم و همکاری چندجانبه حمایت می‌کند، اما از منازعات پرهزینه؟ نه چندان. برای پکن، ایرانِ بدون تنش و پیوسته به نظم جهانی، شریکی معتمد در راستای تثبیت آن به شمار می‌رود. چنین ایرانی، می‌تواند بخشی از شبکه کشورهای توسعه‌محور دنیا باشد که در تعاملات بین‌الملل، بعنوان کنشگرانی فعال و مسئولیت‌پذیر نقش ایفا می‌کنند.

افزون بر این، در پی آرامش فضای منطقه، تصویر بیرونی چین نیز بهبود می‌یابد. همکاری با ایرانِ عادی‌شده به پکن این اجازه را می‌دهد تا خود را از انگ حامی دولت‌های مسئله‌دار بودن رها سازد و بعنوان بازیگری سازنده در پیشبرد توسعه منطقه دیده شود.

تمرکز بر منافع، نه بر متحدان:

سیاست خارجی چین اساساً عمل‌گرایانه است. پکن ترجیح می‌دهد به‌جای حمایت سیاسی از دولت‌های پرهزینه، منابع خود را بر همکاری اقتصادی با بازیگران باثبات متمرکز کند.
ایرانِ کنونی، به‌دلیل تحریم‌ها و تنش‌های مداوم، برای چین نه شریک توسعه‌، بلکه پرونده‌ای پرهزینه در روابط با غرب است. ایرانِ غرب‌گرا اما می‌تواند پکن را از این بار سیاسی رها کند و همکاری دو کشور را در سطوح اقتصادی و فناورانه گسترش دهد، همان الگویی که امروز میان چین و کشورهایی چون ویتنام، عربستان، ترکیه و … جریان دارد.

جایگاه ایران در کمربند و راه و دیگر ابتکارات چین:

در نهایت، ایرانِ باثبات و عادی‌شده می‌تواند نقشی کلیدی در پروژه کمربند و راه ایفا کند. مسیرهای ترانزیتی چین به اروپا، از آسیای مرکزی تا مدیترانه، بدون مشارکت فعال ایران ناقص می‌مانند.
امّا این نقش تنها زمانی تحقق می‌یابد که ایران جایگاه راستین خود در زنجیره ارزش جهانی را یافته، و با همه دولت‌های جهان تعامل طبیعی داشته باشد.
ایرانِ تحت تحریم و انزوا، نه حلقه‌ای از زنجیره، بلکه مانعی در مسیر آن است.

جمع‌بندی:

از مجموع این حقایق این‌گونه می‌توان نتیجه گرفت که از دیدگاه منافع بلندمدت، چین، نسخه ایرانِ غرب‌گرا، معتدل، باثبات و فعال در عرصه جهانی را به ایرانِ پرتنش و منزوی کنونی ترجیح می‌دهد.
کاهش بی‌ثباتی در خلیج فارس، تنوع منابع انرژی، گسترش تجارت رسمی و سرمایه‌گذاری پربازده، بهبود تصویر بین‌المللی و تقویت ابتکارات جهانی چین همچون پروژه کمربند و راه، همگی در چنین سناریویی برای پکن دست‌یافتنی‌ترند.

چین نه در پی ایجاد اتحادهای ایدئولوژیک ستیزه‌محور، بلکه به دنبال پیوستگی در زنجیره ارزش جهانی‌ست. از این منظر، ایرانِ غرب‌گرا نه تنها تهدیدی برای چین به شمار نمی‌رود، بلکه فرصتی خواهد بود در جهت تثبیت نظم چندقطبی پایدار و سودمند برای همه طرف‌ها.
کوتاه آن‌که؛ راه پکن، از واشنگتن می‌گذرد.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *