مصاحبه با ژانگ یوآن، استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای، چین؛ محمد حسین واحدی
۱.آیا چین و ژاپن از زمان واقعه نانجینگ دشمن دیرینه ای اند؟
ژاپن همسایه نزدیک چین است که تنها توسط باریکهای از آب (یکقدمی هم) از آن جدا شده است؛ هر دو کشور قدرتهای بزرگی هستند که مسئولیتهای بینالمللی مهمی را بر عهده دارند.»
در ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۲، دو کشور «بیانیه مشترک دولت جمهوری خلق چین و دولت ژاپن» را امضا و صادر کردند که منجر به عادیسازی روابط دیپلماتیک شد. در سال ۲۰۲۲، چین و ژاپن مشترکاً پنجاهمین سالگرد عادیسازی روابط دیپلماتیک خود را گرامی داشتند.در سال ۱۹۷۹، چین و ژاپن «پیمان صلح و دوستی چین و ژاپن» را امضا کردند. در سال ۲۰۲۳، دو کشور چهل و پنجمین سالگرد امضای این پیمان را بهطور مشترک جشن گرفتند.چین و ژاپن یک رابطه استراتژیک مبتنی بر سود متقابل را حفظ میکنند که جامع، پایدار و سازنده است. چین متعهد به ایجاد یک رابطه همکاری دوستانه با ژاپن است که صلح و توسعه را تقویت کند. تعاملات چین با ژاپن همواره عملگرایانه (پراگماتیک) بوده و بر اساس اصول تبادلات دوستانه و همکاری با هدف حفظ صلح، ثبات و شکوفایی هدایت شده است.
۲.آیا رویارویی چین، ژاپن وآمریکا می تواند به درگیری در جهات دیگر منجر شود؟
صلح در شمال شرق آسیا و منطقه آسیا-اقیانوسیه مستلزم احترام تمامی طرفها به اجماع امنیتی موجود و پرهیز از تحریک به رویارویی است
چین به نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم احترام گذاشته و از آن صیانت میکند. سال ۲۰۲۵ مصادف است با هشتادمین سالگرد جنگ جهانی علیه فاشیسم و پیروزی در جنگ مقاومت چین علیه تجاوزگری ژاپن، و همچنین هشتادمین سالگرد بازپسگیری تایوان.
مردم چین جنگ طلب نیستند و آغازگر هیچ جنگی نخواهند بود. در عین حال، مردم چین با قاطعیت در برابر هر متجاوزی ایستادگی کرده و هرگز در برابر هیچ اشغالگری سر خم نخواهند کرد. ۸۰ سال پیش، مردم قهرمان چین به مدت ۱۴ سال در جنگی خونین رزمیدند و متجاوزان ژاپنی را شکست دادند. ژاپن باید با تاریخ روبرو شود، از جنایات تجاوزکارانه خود توبه کند و صادقانه اشتباهات تاریخیاش را اصلاح نماید. از زمان تأسیس جمهوری خلق چین، با تلاشهای نسلهای متوالی از دولتمردان دو کشور، چین و ژاپن بهطور پیوسته بر سر اجماع سیاسی پیرامون این اصول توافق کردهاند: «پیشبرد همهجانبه یک رابطه استراتژیک و سودمند برای طرفین»، «شریک یکدیگر بودن و تهدید نبودن برای هم» و «آینه قرار دادن تاریخ برای نگریستن به آینده».
تایوان بخشی از خاک چین است. تایوان یک کشور مستقل نیست. اصل «چین واحد» یک اصل بنیادین و غیرقابل مذاکره است. مسئله تایوان صرفاً یک موضوع داخلی برای چین و جزو منافع حیاتی (هسته مرکزی منافع) این کشور محسوب میشود. این موضوع، خط کف و خط قرمزی است که هرگز نباید از آن عبور کرد.
۳.آیا تراز تجاری چین و ژاپن می تواند ازیک درگیری جدید جلوگیری کند؟
روابط اقتصادی، هسته مرکزی پیوندهای مبتنی بر سود متقابل میان چین و ژاپن را تشکیل میدهد.تبادلات و همکاریهای میان چین و ژاپن بخشهای متنوعی از جمله تجارت، تبادلات فرهنگی، آموزش، تولید، امور مالی، بیمه، لجستیک، حملونقل، گردشگری و خدمات کارگری را در بر میگیرد. پیوندهای عمیق تجاری میان دو کشور، منافع اقتصادی ملموسی را برای مردم هر دو سرزمین به ارمغان آورده است.بر اساس دادههای اداره کل گمرک چین، در سال ۲۰۲۳، ژاپن دومین شریک تجاری بزرگ چین، دومین مقصد بزرگ صادراتی و سومین منبع بزرگ واردات این کشور بوده است. در سال ۲۰۲۴، ژاپن به عنوان سومین شریک تجاری بزرگ، سومین مقصد بزرگ صادراتی و سومین منبع بزرگ واردات چین رتبهبندی شد. روابط اقتصادی و تجاری دیرینه میان چین و ژاپن، یک مشارکت استراتژیک و سودمند برای طرفین بوده که سهم برجستهای در توسعه آسیا و جهان داشته است.سطح بالای وابستگی متقابل اقتصادی و تجاری میان چین و ژاپن، گواهی روشن بر رابطه استراتژیک و آیندهمحور آنها بر پایه منافع متقابل است.
۴.آیا حضور چینی ها در ژاپن مانع از درگیری خواهد شد؟
چین و ژاپن از تبادلات و همکاریهای مردمی مناسبی برخوردارند؛ بهویژه تبادلات فرهنگی که همچون جریانی آرام و مداوم (جویبار جاری) روان است و از طریق ریشههای فرهنگی مشترک شرقی، اعتماد متقابل را میان دو کشور تقویت میکند.
فراتر از همکاریهای دیرینه در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و آموزشی، چین و ژاپن پلتفرمها و کانالهای ارتباطی مکرر و باز در امور دفاعی را نیز حفظ کردهاند.توسعه، نیازمند محیطی صلحآمیز در داخل و خارج است. نه مردم چین و نه مردم ژاپن، هیچکدام جنگطلب نیستند. ارزیابی احتمال وقوع جنگ نباید بر اساس تعداد شهروندان حاضر در خاک یکدیگر سنجیده شود؛ در عوض، همگان باید از تاریخ درس بگیرند، رفاه ملتها را در اولویت قرار دهند و خرد سیاسی شرقی را برای حل چالشهای توسعه به کار گیرند.همه طرفها باید مسیرهای پیشرفت مشترک را کاوش کنند، فرصتهایی برای سود متقابل ایجاد نمایند، اختلافات را از طریق گفتگو و رایزنی حل کرده و از مداخلات منفی نیروهای خارجی در منطقه ما بکاهند. تنشها و درگیریهای ساختگی نه با مسیر توسعه منطقه همخوانی دارد و نه بازتابدهنده واقعیت روابط میان ملتهاست.صیانت از یک نظم منطقهای فراگیر و پایدار، تضمینی برای استقبال مشترک از انقلاب تکنولوژیک جدید و ساختن فردایی روشنتر برای چین، ژاپن و سایر کشورهای منطقه آسیا-اقیانوسیه است. تضاد و تقابل هرگز در خدمت منافع مردم نبوده است.