به وبسایت اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین خوش آمدید

نباشد جدا مرز ایران و چین/ فزاید ز ما بر جهان آفرین

الهیه خیابان دربندی بعد از ملکوتی پلاک ۲۷

بررسی مفهوم “هماهنگی” در کنفوسیوسیسم کلاسیک و نقش آن در سازماندهی اقتصاد سیاسی چین

امیر محمد حمداللهی؛ پژوهشگر اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین 

در شرایطی که دولت چین، هماهنگی اجتماعی را نماد اصلی پلتفرم سیاسی خود قرار داده است، ضرورت دارد به این مهم بپردازیم که هماهنگی چیست و نزد متفکران باستانی چین چه معنایی داشته است. هماهنگی عنوانی است که در آثار و متون باستانی کنفوسیوسیسم کلاسیک(شامل ۱۳ متن باستانی) بسیار برجسته و از مرکزیت خاصی برخوردار بود. نکته‌ی حائز اهمیت اینجاست که هماهنگی پیش از کنفوسیوس نیز در اذهان اندیشمندان چینی حضور داشته و بدان پرداخته شده بوده است .نخستین بار شین‌بو وزیر دوران ژو-باختری از طریق پرداختن به پنج طعم (خوشایند بودن برای ذائقه )و شش میزان صوت( برای تنظیم شنوایی) هماهنگی را صورت‌بندی کرد.همچنین زو‌ ژوان هماهنگی را بر پایه‌ی نمونه پختن سوپ و تولید موسیقی توضیح داد. در نظر کنفوسیوس نیز موسیقی بیش از هر چیز دیگری جوهر هماهنگی را در بر می‌گیرد. موسیقی در نظر او فرآیند درآوردن تکثر صداها به درون هماهنگی است البته موسیقی صرفا نماد هماهنگی نیست بلکه آن را ترویج می‌دهد. موسیقی هماهنگ کننده‌است.

در متن کلاسیک کنفوسیوسی «شی جینگ» (کتاب سروده‌ها)، هماهنگی موضوع برجسته‌ای است. در آنجا چنین گزاره‌هایی می‌یابیم:

گوزن‌گان با خوش‌آوایی در چراگاه می‌خزند.

من مهمانان محترم را با موسیقیِ طبل و تار می‌پذیرم.

با چنین موسیقی زیبایی همبستگی و شادی عمیق هست.

با شراب‌های باشکوه، دلِ مهمانان محترم را شاد می‌کنم.

نسبت موسیقی با جامعه مانند نسبت گل با گیاه است؛ همانطور که گل از گیاه سالم می‌روید ، موسیقی نیز در جامعه با فضیلت و سالم، شکوفا می‌شود.

هماهنگی اما چگونه حاصل می‌شود؟

قبل از پاسخ به این پرسش باید این مفروض اساسی چینی‌هارا به خاطر داشت که هماهنگی را باید ترویج داد و این هماهنگی از درون شخص آغاز می‌شود و سپس به هماهنگی در خانواده و دولت و عالم بین‌الملل و در نهایت به هماهنگی در کل جهان می‌رسد.

بخش ۲۲ از چونگ‌یونگ بیان می‌کند که هرگاه انسان‌ها طبیعتِ خود (xing) و طبیعتِ دیگر چیزها را بشناسند، «می‌توانند در فرایندِ دگرگون‌سازی و پروراندنِ آسمان و زمین یاری‌رسان باشند» و «می‌توانند با آسمان و زمین یک سه‌گانگی (triad) را شکل دهند». این بدان معناست که وقتی آسمان و زمین همه چیز را دگرگون و پرورش می‌دهند، و زمانی که انسان‌ها با آسمان و زمین سه‌گانگی می‌آفرینند که لازمه‌اش داشتنِ جایگاهِ مناسب برای هر یک است ؛ جهان یک هماهنگیِ بزرگ است.

متنِ کنفوسیوسیِ «چونگ‌یونگ » (Zhong Yong)، که در اصل بخشی از لی جی بوده است، هماهنگی را به‌مثابهٔ یک مفهومِ مرکزی مطرح می‌کند. چونگ‌یونگ در آغاز می‌گوید: «اعتدال پایهٔ بزرگِ زیرِ آسمان است، و هماهنگی راهِ بزرگِ زیرِ آسمان است. در رسیدن به اعتدال و هماهنگی، آسمان و زمین جایگاه‌هایِ مناسبِ خود را حفظ می‌کنند و چیزهایِ بی‌شمار می‌بالند». هماهنگی و اعتدال در این معنا نزدیک‌اند، چرا که هماهنگی از طریقِ فرایندِ اعتدال حاصل می‌شود. «اعتدال» یا «چونگ» همچنین دلالت بر متعادل بودن و درست‌گویی دارد. در نظرِ کنفوسیوسی، هماهنگی هرگز صرفاً پیروی از جریان نیست. هماهنگی بر پایهٔ راستی و درست‌کاری استوار است و از طریقِ اعتدال تحقق می‌یابد. انسان‌ها تنها موظف به ترویجِ هماهنگی در میانِ انسان‌ها نیستند، بلکه در سراسرِ کیهان باید هماهنگی را پیش برند.

در «گفتارها» کنفوسیوس ایدهٔ هماهنگی را پذیرفته و آن را معیار انسانِ اخلاقی (jun zi) قرار می‌دهد. او می‌گوید: «جون‌زی هماهنگ می‌شود اما به دنبال یکسان‌سازی نیست، در حالی که آدم کوچک به دنبال یکسان‌سازی است اما هماهنگ نیست.» (گفتارها ۱۳.۲۳). از دیدِ کنفوسیوس، انسان عاقلان باید توانِ احترام به دیدگاه‌های متفاوت و کارِ مسالمت‌آمیز با افراد گوناگون را داشته باشد. یکی از کارکردهای اصلیِ لی (آداب، مناسکِ شایستگی) دقیقاً همین همنوا کردنِ انواعِ آدمیان است. در «گفتارها» ضبط شده که شاگردِ کنفوسیوس، یو رو، گفته است «از کارکردهایِ لی، هماهنگ کردن [مردم] ارزشمندترین است» (گفتارها ۱.۱۲). نیازی به تأکیدِ بیشتر بر اینکه کنفوسیوسی‌ها چه اندازه لی را ارزش می‌نهند نیست؛ آنها پیوندی مستقیم بین لی و هماهنگی می‌بینند.

اعتدال( قرار گیری هر چیزی در جای خود ) و مناسک شایسته سالاری می‌دهد هماهنگی و هماهنگی منجر به خوشبختی ‌می‌شود. در کنفوسیوسیسم کلاسیک هماهنگی در دو سطح مورد بحث قرار گرفته:

_توضیح سازوکار جهان

_قواعد رفتاری

چنان مفهوم هماهنگی در اذهان چینیان به طور فرهنگی-تاریخی رسوخ کرده است که امروزه به مقامات دولتی خود “زای” و به نخست‌وزیر “دا زای” می‌گویند‌.

“زای” در چینی به معنای هماهنگ کردن است و از نظر کنفوسیوس حکومت باید جامعه را به هماهنگی هدایت کند.کنفوسیوس «سیاست» را به‌صورتِ واژۀ دیگری «ژنگ» تعریف کرد؛ یعنی «قرار دادنِ امور در جای درست». بخشِ Ai Gong Wen در Li Ji گفتگوئی میان کنفوسیوس و پادشاه Ai Gong از ایالت لو را ثبت کرده است. در این گفتگو، Ai Gong از کنفوسیوس پرسید: مهم‌ترین امرِ انسانی چیست؟ کنفوسیوس پاسخ داد: مهم‌ترین امرِ انسانی، حکومت‌داری («ژنگ») است. Ai Gong پرسید: حکومت‌داری دربارهٔ چه چیزی است؟ کنفوسیوس گفت: «حکومت‌داری درباره قرار دادنِ امور در جای درست است».هماهنگی، نه یکسان‌سازی است و نه انحصار؛ بنابراین تعجبی نیست که چین در نحوه‌ی سازمان دهی اقتصاد خود میتواند هم تمامیت خواهی دولتی و هم بازار رقابتی را پیش گیرد. ذهن چینی پیشاپیش به لحاظ فرهنگی- تاریخی برای اتخاذ رویکرد همزمان هر دو در یک سطح یعنی اقتصاد سیاسی آماده شده است؛ تاریخ، گذشته را به همراه داشتن است.

اما چرا سرمایه‌داری از دل کنفوسیوسیسم به عنوان کنفوسیوسیسم بیرون نمی‌آید؟

پیوند درونی اخلاق کنفوسیوسی با آنیمیسم به معنای آن بود که در این آیین جادو زدایی تمام عیار نمی‌توانست رخ دهد. رفتار اخلاقی درست وسیله‌ای برای خواباندن خشم ارواحی بود که می‌توانستند نظم را مختل کنند. سرمایه‌داری نیازمند کنش عقلانی معطوف به هدف است حال آنکه پیوند درونی اخلاق کنفوسیوسی با جادو ، اجازه رشد و بسط کنش عقلانی معطوف به هدف را نمی‌داد .همچنین به دلیل خویشاوندی بودن روابط، (قدرت تشکیلات اقتصادی چین از محدوده محافل شخصی تحت کنترل وظیفه شناسی فراتر نمی‌رفت)(RC236).مورد مهم دیگر که وبر مطرح میکند تناسب نداشتن منش انسان فرهیخته‌ی کنفوسیوسی با کسب پول (متفاوت با ثروت اندوزی صرف) به عنوان هدف بود. وبر تاکید می‌کند که با اینکه در کنفوسیوسیسم برترین خیر ثروت بود اما ایدئال انسان کنفوسیوسی از انسان فرهیخته ، انسان را فی‌نفسه هدف می‌دید و نه ابزاری برای رسیدن به یک مقصود ارزشمند خاص؛ ضمن اینکه بعدها تائوئیست‌ها(پیروان لائو‌تسه) که در مفروضات با کنفوسیوسیسم اشتراک نظر داشتند اما شدت تاکیدشان بر این مفروضات متفاوت بود به کنفوسیوسیسم این ایراد را وارد کردند که عمل در امور دنیوی بهتر است به حداقل برسد تا تحقق هارمونی به خطر نیفتد؛ اینگونه سخت‌گیری آموزه‌های اخلاقی کنفوسیوسی در تائوئیسم تعدیل شد. سرمایه‌داری از کنفوسیوسیسم به عنوان کنفوسیوسیسم نمی‌توانست بیرون آید؛ اما در دل این آیین امکاناتی وجود دارد که به چینیان این اجازه را می‌دهد تا بتوانند “سرمایه‌داری دولتی” را آن هم در شکل غایی “رقابت – تمامیت‌خواهی” پیش گیرند.

منابع:

۱. Li, C.(2008). The philosophy of harmony in classical Confucianism. Philosophy Compass, 3(3), 423–۴۳۵. https://doi.org/10.1111/j.1747-9991.2008.00141.x

۲. Turner, S. P.(Ed.). (2000). The Cambridge companion to Weber. Cambridge University Press.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *