احمدرضا پاشایی، پژوهشگر اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
سخنرانی نخستوزیر جمهوری خلق چین در اجلاس مجمع عمومی امسال سازمان ملل متحد، تحت الشعاع شرایطی پیچیده و نیز برههای حساس از روابط بینالملل صورت گرفت. این سخنرانی که همزمان با هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل ایراد شد، نه تنها یک مرور تاریخی، بلکه بیانیهای روشن از مواضع، ابتکارات و نقشآفرینی مورد نظر چین در نظم جهانی موجود به شمار میرود. تحلیل این سخنرانی، چارچوب فکری دیپلماسی پکن را در برابر مهمترین چالشهای جهانی آشکار میسازد.
۱- تاکید بر چندجانبهگرایی و دفاع از نظم موجود تحت رهبری سازمان ملل:
لی چیانگ سخنرانی خود را با تجلیل از دستاوردهای هشتاد ساله سازمان ملل و آزمایش تاریخی برای فرار از قانون جنگل آغاز کرد. این رویکرد، حاوی پیامی روشن برای سیاستگذاران دیگر کشورهاست: چین خود را نه مخلّ یا برهمزننده نظم بینالملل، بلکه در جایگاه یک مجریِ مدافع و عضوی گسستناپذیر از نظم جهانی موجود میبیند که سازمان ملل ستون مرکزی آن است. او صراحتاً به انتقاد از یکجانبهگرایی و ذهنیت دوگانه جنگ سرد پرداخت و هشدار داد که بازگشت به قانون جنگل منجر به تفرقه و عقبگرد خواهد شد. این موضعگیری، چین را در تقابل با روایتهایی قرار میدهد که خواستار تغییر انقلابی و بنیادین نظم جهانی هستند؛ در عین حال او را بهعنوان متحد طبیعی کشورهای در حال توسعه نشان میدهد که حفظ حاکمیت مستقل و برابر کشورها برایشان حیاتیست.
۲- ترویج ابتکارهای جهانی چین؛ «خِرد چینی» بهعنوان راهکار:
یکی از بارزترین بخشهای سخنرانی، معرفی و تبلیغ مجموعه ابتکارات بینالمللی مطرحشده توسط شی جینپینگ بود: «جامعه با آینده مشترک برای بشریت»، «ابتکار توسعه جهانی»، «ابتکار امنیت جهانی»، «ابتکار تمدن جهانی» و بهطور ویژه «ابتکار حکمرانی جهانی» که اخیراً ارائه شد. لی چیانگ موارد مذکور را «حکمت و راهحل چینی» برای چالشهای جهانی خواند. محورهای این ابتکارات، از جمله استقلال برابر کشورها، حاکمیت قانون بینالملل، چندجانبهگرایی و رویکرد مردممحور، بهطور مستقیم در تقابل با اتهامات یکجانبهگرایی و زورگویی که گهگاه به چین وارد میشود، قرار میگیرند. این راهبرد، نقش چین را نه بهعنوان مخالفی انقلابی و ستیزهجو، بلکه همچون یک «ذینفع مسئول» که پیشنهاددهنده اصلاحات درونساختاریست، تثبیت میکند.
۳- اولویتبندی چهار حوزه کلیدی عملگرا:
نطق نخستوزیر چین به وضوح بر چهار محور بنیادین متمرکز بود که کشورش قصد دارد در آنها نقشی سازنده ایفا کند:
«صلح و امنیت مشترک»
لی چیانگ بر امنیت مشترک، جامع و پایدار تأکید کرد و مخالفت با رویکرد اردوگاهی و استفاده خودسرانه از زور را یادآور شد. هرچند به بحرانهای اوکراین-روسیه و فلسطین-اسرائیل اشاره گردید، اما جزئیات راهکاری معیّن نیز ارائه نشد و اغلب تأکید وی در راستای نقش میانجیگرانه چین، با اشاره به بنیانگذاری اخیر «سازمان بینالمللی میانجیگری» و مشارکت در مأموریتهای پاسدار صلح بود.
«توسعه و همکاری اقتصادی»
در برابر رکود جهانی و اقدامات حمایتی، چین خود را موتور محرک توسعه مشترک جهانی معرفی کرد. اشاره به سهم ۳۰ درصدی در رشد اقتصاد جهانی، کاهش تعرفهها و ابتکار کمربند و راه نشان میدهد که پکن همچنان بر گشودگی دروازههای اقتصاد آزاد، تسهیل تجارت روان بینالمللی و همکاریهای جهانی بهعنوان راه برونرفت از رکود تأکید دارد.
«گفتوگوی تمدنها»
این بخش پاسخی مستقیم به گفتمان «رقابت تمدنها» بود. لی چیانگ با بهرهگیری از ضربالمثل چینیِ «یک گل بهار نمیشود»، بر تنوع فرهنگی و رد «برتری تمدنی» تأکید کرد. این موضع، سیاست خارجی چین را برای کشورهای گوناگون جهان جذاب میسازد و آن را در تضاد با سیاستهای ایدئولوژیزده قرار میدهد.
«پاسخ همآهنگ جهانی به چالشهای نوظهور»
سخنرانی لی چیانگ اشاره ویژهای نیز به تغییرات اقلیمی و فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی داشت. اعلام بینش «سهم تعیینشده ملّی ۲۰۳۵» چین در اجلاس آب و هوا و پیشنهاد پایهگذاری «سازمان جهانی همکاری در زمینه هوش مصنوعی» نشاندهنده تلاش چین برای ایفای نقش راهبر و پیشبرنده در شکلدهیِ قواعد حکمرانی آینده در این عرصههاست. هدیه دادن خاک کره ماه به سازمان ملل نیز کنشی نمادین و هوشمندانه بود از توانمندی فناوریهای پیشتاز چین.
۴- تمرکز بر جنوب جهانی و عملگرایی:
لی چیانگ تنها به بیان مواضع اکتفا نکرد، بلکه اقدامات عینی و کمکهای مالی مشخصی را نیز اعلام نمود، از جمله:
تأسیس «تسهیلات چین-سازمان ملل برای توسعه جنوب-جنوب» با تخصیص بودجه ۱۰ میلیون دلاری و ایجاد «مرکز جهانی توسعه پایدار» در شانگهای با همکاری برنامه توسعه ملل متحد.
اقدامات اینچنینی، ادعای چین مبنی بر تعهد به توسعه جهانی، بهویژه برای کشورهای در حال توسعه را حقیقیتر میسازد و نقش او بهعنوان یک حامی اصلی در جنوب جهانی را تقویت میکند.
سخنرانی لی چیانگ را میتوان بیانیهای جامع و حسابشده از نقشآفرینی چین در صحنه جهانی به شمار آورد که سه هدف اصلی را دنبال میکند:
نخست، ترسیم چین به عنوان «حافظ مسئول نظم چندجانبه جهانی».
دوم، معرفیِ «الگوی چینی» مشارکت جهانی مبتنی بر توسعه، امنیت مشترک و گفتوگوی تمدنها، در تقابل با مدلهای رقابتی و ستیزهمحور.
و سوم، نمایش «عملگرایی و ظرفیت اجرایی» از طریق اعلام ابتکارات و کمکهای مالی مشخص.
در مجموع، خلاصه پیام پکن آن شد که چین شریکی قابل اعتماد، حامی توسعه و نیرویی ثباتبخش در دنیای پرآشوب امروز است که آماده برعهدهگیری مسئولیتهای بیشتر در چارچوب قانونی سازمان ملل است. پیروزی این دیپلماسی، به میزان اقناع و همکاری جامعه بینالملل بستگی دارد.