به وبسایت اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین خوش آمدید

نباشد جدا مرز ایران و چین/ فزاید ز ما بر جهان آفرین

الهیه خیابان دربندی بعد از ملکوتی پلاک ۲۷

سلسله یادداشت‌های نظم چینی؛ وقتی چین بر جهان حکم می‌راند اثر مارتین ژاک

امیرمحمد باقری؛ پژوهشگر اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین

سلسله‌ یادداشت‌های«نظم چینی» تلاشی است برای بازشناسی اندیشمندان و آثار مهم پیرامون تأثیر چین بر نظم نوین جهانی. در این مجموعه، کوشش می‌شود تصویری جامع و بدون سوگیری از ادبیات علمی تولیدشده در زمینه‌ی نظم جهانی، جهانی‌شدن و بازآرایی قدرت در قرن بیست‌ویکم ارائه شود. ازاین‌رو، علاوه بر معرفی آثار حامی ایده‌ی «چینی بودنِ نظم جهانی در قرن ۲۱»، به دیدگاه‌ها و پژوهش‌هایی نیز خواهیم پرداخت که بر موانع، محدودیت‌ها و چالش‌های پیش‌روی چین در این مسیر تأکید دارند.

وقتی چین بر جهان حکم می‌راند؛ مارتین ژاک

در نوشتار اول از مجموعه نوشتارهای نظم چینی، به مرور کتاب When China Rules the World: The End of the Western World and the Birth of a New Global Order نوشته‌ی مارتین ژاک (Martin Jacques) خواهیم پرداخت؛ یکی از آثار جریان‌ساز پیرامون ظهور چین و تأثیر آن بر نظم جهانی قرن ۲۱. در سال ۱۴۰۲، ترجمه‌ای از این کتاب با عنوان «وقتی چین بر جهان حکم می‌راند: پایان دنیای غرب و زایش نظم نوین جهانی» توسط انتشارات اختران و با ترجمه‌ی رحیم تیموری منتشر شد.

مارتین ژاک (متولد ۱۹۴۵)، روزنامه‌نگار، دانشگاهی و مفسر سیاسی بریتانیایی است. او در این کتاب با جسارت بسیاری از پیش‌فرض‌های ما درباره‌ی نظم جهانی و برتری تمدن غرب را به چالش می‌کشد. پرسش مرکزی کتاب این است که «چه می‌شود اگر روزی در جهانی زندگی کنیم که در آن چین، نه یک بازیگر در بازی غربی، بلکه مرکز ثقل نظمی تازه باشد؟» و پرسش دیگر — عمیق‌تر و بنیادی‌تر — اینکه آیا مدرنیته تنها در قالب غربی‌اش قابل تصور است، یا می‌توان از مدرنیته‌هایی متکثر و بومی سخن گفت؟ مدرنیته‌هایی که الزاما به لیبرالیسم و دموکراسی گره نخورده‌اند. برخی منتقدان معتقدند قوت این کتاب در ترکیب هم‌زمان داده‌های تاریخی، اقتصادی و فرهنگی‌ست؛ جایی که ژاک نشان می‌دهد صعود چین صرفاً اقتصادی نیست، بلکه در حال بازتعریف قواعد بازی جهانی است — از ارزش‌ها گرفته تا نهادها و هنجارهای بین‌المللی.

این اثر در میانه‌ی بحران مالی ۲۰۰۸ و اوج‌گیری شتابان اقتصاد چین نوشته شد و به سرعت به یکی از متون مرجع برای بحث درباره‌ی آینده‌ی نظم جهانی بدل گشت. کتاب در واقع سه ایده اساسی دارد:

ایده نخست: چین به‌مثابه‌ی دولت-تمدن
ژاک، چین را نه به‌عنوان یک دولت‌ملت (Nation-State)، بلکه به‌مثابه‌ی یک دولت-تمدن (Civilization-State) معرفی می‌کند؛ موجودیتی با پیوستگی تاریخی، حس برتری تمدنی، و نظام بوروکراتیکی که آن را از سایر کشورها متمایز می‌سازد. در نگاه او، این پیوستگی تاریخی نوعی «هویت تمدنی» پدید آورده که همواره در ناخودآگاه سیاسی چین حضور دارد و ریشه‌ی بسیاری از رفتارهای امروزی آن در سیاست خارجی است.

ایده دوم: بازاندیشی در مفهوم مدرنیته
در این بخش، ژاک مفهوم مدرنیته را به چالش می‌کشد. از دید او، پیشرفت اقتصادی الزاماً به لیبرالیسم سیاسی منجر نمی‌شود. برخلاف فرض غالب در قرن بیستم — که رشد اقتصادی را مترادف با باز شدن فضای سیاسی می‌دانست — ژاک نشان می‌دهد که می‌توان مدرنیته‌ای غیرغربی داشت که بدون پذیرش ارزش‌های لیبرال، مسیر توسعه‌ی خود را پیش ببرد.

ایده سوم: بازگشت به نظم منطقه‌ای و چشم‌انداز آینده
در بخش پایانی کتاب، ژاک پیش‌بینی می‌کند که شرق آسیا (و شاید فراتر از آن) در مدار اقتصادی و فرهنگی چین بازآرایی خواهد شد؛ نظمی که یادآور سنت دیرینه‌ی خراج‌گذاری در تاریخ چین است. در این چشم‌انداز، چین با اتکا به قدرت اقتصادی و فرهنگی خود، شبکه‌ای از وابستگی و نفوذ ایجاد می‌کند که الزاماً مبتنی بر سلطه‌ی نظامی نیست.

دیدگاه‌های مکمل و نقدهای مطرح‌شده پیرامون کتاب
در کنار تحسین گسترده‌ای که از کتاب ژاک شده، شماری از پژوهشگران نیز دیدگاه‌هایی تکمیلی یا انتقادی درباره‌ی آن ارائه کرده‌اند. از جمله، تینگ شو (Ting Xu) در ریویوی خود در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) یادآور می‌شود که تاریخ چین در دوره‌های شکوهی چون تانگ و سونگ (۶۱۸ تا ۱۲۷۹ میلادی) نیز تجربه‌ی تمدنی درخشانی داشته، اما این شکوفایی هرگز به «سلطه‌ی جهانی» منجر نشد. به‌زعم او، ساختار بوروکراتیک و فقدان نهادهای تولید دانش علمی موجب شد چین در نوعی تعادل ایستا بماند.

به باور این دسته از منتقدان، تفاوت اصلی میان مسیر غرب و چین در نهادهایی نهفته است که در اروپا زمینه‌ی تولید و گردش دانش سودمند (science & technology) را فراهم کردند. مدرنیته‌ی غربی، از این منظر، صرفاً نظامی ارزشی نبود، بلکه محصول شکل‌گیری سازوکارهایی بود که علم را از سنت و قدرت جدا کرد. از همین‌رو، هرچند ژاک از امکان مدرنیته‌های متکثر سخن می‌گوید، تداوم چالش‌های نهادی در چین — از تمرکز دولت گرفته تا ضعف استقلال علمی و محدودیت در فضای دانشگاهی — پرسش‌هایی جدی درباره‌ی آینده‌ی این مدل برمی‌انگیزد.

جمع‌بندی:

مدرنیته‌های متنازعدر نهایت، مارتین ژاک جهانی را ترسیم می‌کند که در آن مدرنیته دیگر تجربه‌ای واحد و غرب‌محور نیست، بلکه صحنه‌ای از «مدرنیته‌های متنازع» است؛ جهانی که در آن ارزش‌ها، نهادها و مسیرهای پیشرفت در رقابت با یکدیگر شکل می‌گیرند. شاید به همین دلیل، کتاب بیش از آنکه پاسخ دهد، پرسش می‌سازد: آیا جهان آینده می‌تواند این تکثر را تاب بیاورد؟ آیا چین می‌تواند بدون غربی شدن، مدرن بماند؟ When China Rules the World نه فقط کتابی درباره‌ی صعود چین، بلکه تاملی درباره‌ی پایان انحصار غرب بر تعریف «پیشرفت» است — و شاید دعوتی برای بازاندیشی در این پرسش که مدرنیته در قرن بیست‌ویکم دقیقاً چه معنایی دارد.

پ.ن: مارتین ژاک، در یک تدتاک به ارائه‌ی دیدگاه‌های خود در رابطه با ظهور چین (https://www.ted.com/talks/martin_jacques_understanding_the_rise_of_china)پرداخته است. در صورتی که به خلاصه‌ی بالا علاقمند بودید، پیشنهاد می‌شود این تدتاک (https://www.ted.com/talks/martin_jacques_understanding_the_rise_of_china) را مشاهده کنید.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *