پروانه شافعی؛ پژوهشگر اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
در سال ۲۰۲۵، کاراکتر چینی «تابآوری» (韧) بهعنوان کاراکتر سال چین انتخاب شد؛ انتخابی که بیش از یک نماد زبانی، بیانگر رویکرد راهبردی پکن در مواجهه با پیچیدگیها و عدم قطعیتهای جهانی است. در رویداد «بررسی سالانه زبان چینی» لو شیانگائو، نایبرئیس انجمن ترویج فرهنگ رسانهای چین تابآوری را بازتاب واکنشپذیری قدرتمند نظامهای اقتصادی و اجتماعی چین و و همچنین یک روحیه ملی عنوان کرد که در نوآوری مستمر بنگاهها در چرخههای مختلف اقتصادی و در اجماع توسعهای و هماهنگی نانوشته کل جامعه در دورههای گذار و تحول نمود مییابد.
انتخاب حرف «韧» (رِن) بهعنوان حرف سال در چین، صرفاً یک تصمیم زبانی یا نماد فرهنگی نیست؛ این انتخاب را میتوان بیانی فشرده از یک چرخش راهبردی عمیق در نگاه چین به خود، جهان و مفهوم رهبری جهانی دانست. تابآوری چین یک ریشه عمیق تمدنی دارد که هم در فلسفه، هم تاریخ و هم فرهنگ اقتصادی و هنری این کشور بازتاب یافته است.
تابآوری (韧) فضیلتی است که از کنفوسیوس تا تائوئیسم به معنای تحمل فشار، استقامت و انعطاف در برابر سختیها مورد تأکید بوده است. در فلسفه تائو، مفهوم 柔 (نرمی/انعطاف) و 韧 (تابآوری) به معنای انطباق با جریان طبیعت بدون شکست است. تائوئیستها تابآوری را با انعطاف و ظرفیت بازگشت از فشارهای بیرونی مرتبط میدانند: همان ایدهای که امروز در سطح اقتصادی و سیاسی چین به کار گرفته میشود. تعبیر معروف «چوب خشک میشکند، بامبو خم میشود» نشاندهنده این نگرش است: تابآوری با انعطاف هوشمندانه همراه است.
در فرهنگ چینی، «韧» به معنای ایستادگیِ خشک و متصلب نیست؛ بلکه توانایی خمشدن بدون شکستن است. این تفاوت ظریف اما تعیینکننده، دقیقاً همان چیزی است که امروز در راهبرد کلان چین دیده میشود. پکن دریافته است که در عصر جنگهای تجاری، شکافهای ژئوپلیتیکی، انقلاب فناوری و بحرانهای زیستمحیطی، رهبری جهانی دیگر با نسخههای قرن بیستمی ــ سلطه، تحمیل و بلوکسازی ــ به دست نمیآید.
امروز مفهوم «تابآوری» در چین بهصورت یک راهبرد ملی و تمدنی در سیاستهای اقتصادی، فناوری و امنیتی ظهور میکند. برخلاف «قدرت» که بر توان اعمال اراده تمرکز دارد، تابآوری راهبردی بر توان بقا و تطبیق در شرایط نامطلوب تأکید میکند. در نظم جهانیِ گذار، که با عدم قطعیت، رقابت فناورانه و فشارهای ژئوپلیتیکی همراه است، این مفهوم به یکی از کلیدواژههای سیاستگذاری قدرتهای بزرگی چون چین تبدیل شده است.
تابآوری راهبردی (Strategic Resilience) به توانایی یک دولت یا نظام سیاسی–اقتصادی برای تحمل، جذب، سازگاری و بازپیکربندی خود در برابر شوکهای ساختاری داخلی و خارجی اطلاق میشود، بدون آنکه به فروپاشی نظم داخلی، از دست دادن جهتگیری کلان یا وابستگی حیاتی به بازیگران بیرونی دچار شود.
در دهههای گذشته، مزیت اصلی چین در اقتصاد جهانی، ترکیب نیروی کار ارزان، سرمایهگذاری خارجی گسترده و ادغام عمیق در زنجیرههای ارزش جهانی بود. اما از اواخر دهه ۲۰۱۰، بهویژه پس از جنگ تجاری با آمریکا، همهگیری کرونا و تشدید رقابت فناورانه، پکن به این جمعبندی رسید که وابستگی بیشازحد به بازارهای خارجی و فناوری غربی، یک آسیبپذیری راهبردی است.
در پاسخ، مفاهیمی چون «چرخه دوگانه» (Dual Circulation)،«امنیت زنجیرههای تأمین»، «خودکفایی در فناوریهای راهبردی» و «تابآوری اقتصادی» به محور سیاستگذاری چین تبدیل شدند. چین از سال ۲۰۲۰ سیاست «چرخه دوگانه» را بهعنوان هسته الگوی جدید توسعه اقتصادی معرفی کرده که هدف آن کاهش وابستگی به بازارها و فناوریهای خارجی و تقویت بازار داخلی است. این استراتژی بهطور همزمان دو محور دارد:
گردش داخلی (تمرکز بر مصرف، تولید و تقاضای داخلی)
گردش خارجی (ادغام هدفمند در تجارت جهانی)
این رویکرد عمدتاً برای تقویت تابآوری اقتصادی در برابر شوکهای خارجی مثل جنگ تجاری با آمریکا و اختلالات زنجیرههای تأمین جهانی طراحی شد. در مواجهه با محدودیتها و تحریمهای فناوری، چین این تلاش را بهعنوان پاسخ مقاومتی راهبردی برای حفظ توسعه فناورانه و جلوگیری از آسیبپذیری در بخشهای کلیدی فناوری بهویژه در حوزه نیمهرساناها انجام داده است. پروژه محرمانه «EUV داخلی» در چین را میتوان نمونهای عملی از استراتژی تابآوری راهبردی دانست. چین در تلاش است تا ماشینهای لیتوگرافی EUV (تکنولوژی حیاتی برای ساخت چیپهای پیشرفته) تولید کند که عمدتاً در انحصار شرکتهای غربی است. این پروژه دولتی با حمایت بالا و ترکیب نیروی انسانی داخل و خارج چین با هدف قطع وابستگی به فناوری خارجی در بخشهای استراتژیک دنبال شده است.
در گفتمان شی جینپینگ، تابآوری راهبردی نه بهعنوان یک اصطلاح، بلکه بهعنوان یک منطق حکمرانی بازتولید میشود. واژگانی چون امنیت، کنترلپذیری، خونسردی راهبردی، خوداتکایی فناورانه و چرخه دوگانه، همگی نشانههای زبانی یک چرخش عمیقاند: عبور از منطق «رشد و نفوذ» به منطق «بقا، تطبیق و پایداری» در نظم جهانیِ پرمخاطره. در دوره شی، «امنیت» از معنای نظامی فراتر میرود و به یک ابرمفهوم حکمرانی تبدیل میشود: «امنیت اقتصادی، امنیت فناورانه، امنیت غذایی، امنیت انرژی، امنیت داده، امنیت زنجیره تأمین» در بسیاری از سخنرانیهای شی، امنیت دیگر شرط توسعه نیست؛ خودِ توسعه بدون امنیت نامعتبر است.
«توسعه بدون امنیت پایدار نیست، و امنیت بدون توسعه عمیق نخواهد بود.»
چین امروز کمتر بهدنبال رشد شتابان به هر قیمت است و بیشتر بهدنبال مدیریت ریسک در یک نظم جهانی ناپایدار است. در زمانی که نظام بینالملل در حال گذار از نظم تکقطبی به وضعیتی چندلایه، نامطمئن و سیال است، چین بیش از آنکه بر «قدرت سخت» یا ادعای هژمونیک تکیه کند، در حال بازتعریف رهبری بر پایه مفهومی است که «韧» آن را بهخوبی نمایندگی میکند: تابآوری همراه با انعطاف.
چینِ امروز، بهجای تلاش برای جایگزینی مستقیم ایالات متحده در مقام هژمون، در حال تعریف الگویی بدیل از رهبری است: رهبریای که کمتر ادعایی، اما عمیقاً ساختاری است. سرمایهگذاری در زیرساختها، پیوندهای اقتصادی جنوب جهانی، نهادسازیهای موازی، و تأکید بر چندجانبهگرایی، همگی جلوههایی از همین منطق «韧» هستند. چین میکوشد نشان دهد که میتوان در برابر فشارها ایستاد، بیآنکه نظام بینالملل را به آستانه فروپاشی کشاند. در این رقابت، چین رهبری جهانی را نه بهعنوان «بردن بازی»، بلکه بهعنوان دوام آوردن در بازی طولانی تعریف میکند. «韧» دقیقاً همین منطق را نمایندگی میکند: قدرتی که شاید ضربه اول را نزند، اما ضربه نهایی را نیز دریافت نمیکند. در مقابل، راهبرد آمریکا که بر نمایش قدرت و بازدارندگی فوری متکی است، در برابر چنین صبری با چالش مفهومی روبهرو میشود.