نشست «آسیبشناسی روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین» با حضور جناب آقای حسین ملائک، سفیر اسبق ایران در چین و جناب آقای دکتر حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین و نیز جناب آقای فرشاد عادل به عنوان مدیر جلسه برگزار شد و جمعی از دیپلماتها، کارشناسان، صاحبنظران و علاقمندان به موضوع روابط ایران و چین در این نشست شرکت داشتند.در این نشست، ابعاد مختلف همکاریهای ایران و چین، موانع موجود در مسیر توسعه روابط و ضرورت تدوین رویکردی نوین برای تعامل مؤثر میان دو کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
مقدمه نشست
در آغاز نشست، جناب آقای فرشاد عادل به عنوان مدیر جلسه به طرح بحث پرداخت با اشاره به اهمیت فزاینده روابط ایران و چین در فضای سیاست خارجی کشور، اظهار کرد: امروز یکی از مهمترین پرسشها این است که «چین واقعی در نگاه ما چیست؟» و تا چه اندازه شناخت ما از این کشور منطبق با واقعیتهای موجود است. او افزود: در افکار عمومی و حتی میان تصمیمگیران، گاهی تصورات فانتزی از روابط با چین وجود دارد که باعث شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه میشود.

بخش نخست: تحلیل روابط دو کشور از منظر راهبردی
در بخش اول، دکتر حسین ملائک، سفیر اسبق ایران در چین، با بیان اینکه روابط ایران و چین در سطحی طبیعی و نه راهبردی تعریف شده است، گفت: سیاست خارجی هر کشور تابع نیازهای متقابل است. چین از ایران انرژی میخواهد و ایران از چین کالا و خدمات؛ اما این روابط بیشتر تجاری است تا راهبردی.
او افزود: اگرچه دو کشور در برخی زمینهها مانند مقابله با هژمونی آمریکا دیدگاههای مشابهی دارند، اما از نظر ژئوپولیتیکی همسویی کامل وجود ندارد. چین روابط گستردهای با کشورهایی چون عربستان، ترکیه و حتی اسرائیل دارد که از نگاه ایران گاه روابطی منفی تلقی میشود. به همین دلیل، سطح روابط دو کشور از مرز همکاریهای اقتصادی و سیاسی فراتر نرفته است.
ملائک تأکید کرد: از نگاه پکن، نظام سیاسی ایران فاقد برنامهریزی منسجم و پایدار است. چینیها به عنوان ملتی برنامهمحور، نمیتوانند با طرفی تعامل مؤثر داشته باشند که تصمیماتش لحظهای و بدون پشتوانه کارشناسی گرفته میشود. او با انتقاد از ضعف ساختار برنامهریزی کشور گفت: «در همه دولتهای پس از انقلاب، متوسط اجرای برنامههای توسعهای کمتر از ۵۰ درصد بوده است.»
این دیپلمات پیشین افزود: بیپولی دولت ایران، ناتوانی در جذب سرمایه خارجی و نبود ثبات اقتصادی، از مهمترین موانع توسعه روابط با چین است. او اظهار داشت: «چینیها بارها برای سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی ایران، از جمله راهآهن مشهد ـ تهران و رشت ـ آستارا، اعلام آمادگی کردند، اما ایران نتوانسته حتی مقدمات اجرایی را فراهم کند.»
بخش دوم: نقد ساختاری و فرهنگی روابط
در ادامه نشست، دکتر حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین، ضمن تأیید سخنان ملائک گفت: مشکل اصلی روابط ایران و چین فقط «بیبرنامگی» نیست، بلکه «نبود شناخت» است. او افزود: «ما روایت ایرانی از چین نداریم. نه جایگاه خود را در برنامههای کلان پکن میدانیم و نه از منطق تصمیمگیری چینیها شناخت کافی داریم.»
قاهری با اشاره به تفاوت نگاه دو کشور به تعاملات بینالمللی گفت: «چین به دنبال نابودی آمریکا نیست؛ بلکه در چارچوب رقابت اقتصادی، آمریکا را شریک لازم برای رشد خود میداند. در حالی که ما هنوز نگاه ایدئولوژیک و صفر و یکی داریم.»
او انتقاد کرد که ایران در ساختارهای مهم بینالمللی مانند سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس، حضور مؤثر و ساختاری ندارد و حتی دفتر نمایندگی فعال برای این نهادها در تهران وجود ندارد. قاهری افزود: «ما تفاهمنامه ۲۵ ساله با چین را امضا کردیم، اما بدون درک از سازوکار تصمیمگیری چینیها. آنها تفاهمنامه را بهراحتی امضا میکنند، اما اجرای هر بندش را منوط به برنامه دقیق و قابل ارزیابی میدانند؛ چیزی که ما نداریم.»
او با اشاره به ضعف نیروی انسانی در دیپلماسی ایران گفت: «سفیران ما در چین گاه حتی ساختار حکومتی آن کشور، تعداد استانها یا زبان سیاسی چینیها را نمیشناسند، در حالی که چین برای هر کشور تیمی از ایرانشناسان تربیت کرده است. رایزن فرهنگی چین در تهران مثنوی را از بسیاری از ایرانیها بهتر میخواند.»

بخش سوم: نگاه انتقادی به مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی ایران
در بخش دیگری از نشست، سخنرانان به ضعف ساختار اقتصادی و بانکی ایران اشاره کردند. دکتر قاهری با تمرکز بر موضوع نظام مالی بینالمللی گفت: «ایران حتی در صورت لغو کامل تحریمها، قادر به اتصال فوری به شبکه مالی جهانی نخواهد بود، چون زیرساختهای فنی و حقوقی آن را ندارد.»
وی در تحلیل سیستمهای مالی جایگزین مانند CIPS چین (معادل چینی سوئیفت) توضیح داد: «چین امروز با بیش از ۱۶۰ کشور از طریق این سیستم مالی تبادلات انجام میدهد و حتی کره شمالی را نیز به آن وصل کرده است. ایران اما به دلیل فقدان شناخت فنی و ساختار بانکی ناکارآمد، نتوانسته به این شبکه بپیوندد.»
او تأکید کرد: «ما عضو هیچیک از سیستمهای مالی بینالمللی نیستیم و در عین حال محدودترین قوانین پولی را داریم. بزرگترین کشورهایی که امروز پولشویی میکنند، همانهایی هستند که مؤسس FATF بودهاند؛ اما ما با شعار عدم پذیرش آن، خود را از فرصتها محروم کردهایم.»
در ادامه، او راهکارهایی را برای اصلاح وضعیت پیشنهاد کرد: «بانک مرکزی باید گروهی از کارشناسان را مأمور شناخت عمیق سیستم مالی چین کند، نه اینکه همه سرمایههای نفتی کشور را در دو بانک محدود نگهدارد. تمرکز مالی در شرایط تحریم، مثل مستقر کردن همه نیروها بر یک تپه در زمان جنگ است؛ با یک ضربه همه چیز از بین میرود.»

بخش چهارم: ناکارآمدی مدیریتی و بیتوجهی به تخصص
در بخش پرسش و پاسخ، شرکتکنندگان به انتصابهای غیرتخصصی در سفارتخانهها اشاره کردند. برخی معتقد بودند که اعزام مدیران غیرمرتبط از وزارتخانههای مختلف به عنوان سفیر، باعث تضعیف روابط شده است. در مقابل، عدهای نیز تأکید کردند که اگر سفیر از وزارت نیرو یا راه باشد، باید هدف مشخصی پشت آن انتخاب وجود داشته باشد؛ مثلاً توسعه همکاری در حوزه انرژی خورشیدی یا زیرساختی.
دکتر قاهری در پاسخ گفت: «سفیر نماینده حاکمیت است، نه یک مدیر فنی. برای کارهای تخصصی باید رایزن بازرگانی یا فنی در سفارت مستقر شود. مشکل ما این است که در همه حوزهها استانداردها را پایین آوردهایم.»
بخش پنجم: پیشنهادها و جمعبندیها
در جمعبندی مباحث، دکتر ملائک با اشاره به دو پیشنهاد عملی برای ارتقای روابط با چین گفت:
۱. انتقال صنایع کاربر چینی به ایران، مشابه تجربه هند و پاکستان، که میتواند به اشتغالزایی گسترده کمک کند.
۲. ورود ایران به زنجیره ارزش صنعت خودروی چین از طریق سرمایهگذاری مشترک و تولید داخلی.
وی تأکید کرد که چین تمایل دارد ایران را در پروژههای ترانزیتی مانند کمربند و جاده (Belt and Road Initiative) ببیند، اما این امر منوط به پذیرش واقعیتهای جدید از سوی تهران است. او افزود: «چینیها دولت افغانستان را به رسمیت شناختهاند و آماده سرمایهگذاری در مسیر ترانزیتی آسیای مرکزیاند، اما ایران هنوز درگیر نگاههای سیاسی است.»
در انتها نیز آقای فرشاد عادل اهمیت تطبیق با تحولات جدید در حوزه روابط با چین را یادآوری شد با اشاره به تحولات فناوری گفت: «دوران کریدورها به پایان رسیده و چین وارد مرحله جدیدی به نام جاده ابریشم دیجیتال شده است. امروز رقابت کشورها بر سر فیبر نوری، فینتک و بلاکچین است. کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال تبدیل شدن به شرکای کلیدی چین در حوزه اقتصاد دیجیتال هستند، اما ایران هنوز هیچ جایگاهی در این نقشه ندارد.»
او هشدار داد که اگر ایران نتواند خود را با ابتکارات جدید چین همسو کند، به کشوری نامرئی در پروژههای منطقهای بدل خواهد شد. به گفته وی، «چینیها بارها تأکید کردهاند که ایران هیچ ابتکار مکملی برای راهبردهای کلان ما ارائه نکرده است.»