تین شیا، یک ایدئولوژی در پشت قدرت نرم چین در نظم نوین جهانی

شرایط پیچیده و متغیر امروز، مفهوم قدرت نرم را به یکی از ابزارهای کلیدی در رقابتهای ژئوپلیتیکی و نظمسازی جهانی تبدیل کرده است. در این میان، چین بهعنوان یک قدرت نوظهور، تلاش میکند با بهرهگیری از میراث فلسفی و فرهنگی خود، الگویی جایگزین برای نظم بینالمللی ارائه دهد. یکی از مهمترین مفاهیمی که در این راستا از سوی نظریهپردازان چینی مطرح شده، نظریه تیانشیا (همه زیر آسمان) است؛ مفهومی باستانی که ریشه در فلسفه کنفوسیوسی دارد و اکنون بهعنوان یک ایدئولوژی پشت تلاشهای چین برای نظمسازی فرهنگی و سیاسی در صحنه جهانی مطرح شده است.
ابتکارات ترکیه چگونه بر روابط چین–ترکیه تأثیر میگذارد؟ تحلیلی بر کریدور میانی و سازمان کشورهای ترک

اوراسیا که از دیرباز بهعنوان مرکز نظریههای ژئوپلیتیک شناخته شده، همواره بوم جغرافیایی تلاش برای تسلط جهانی بوده است. نظریه «هارتلند» مکیندر مدعی بود هر قدرتی که هسته مرکزی و محصور در خشکی این قاره را کنترل کند، در نهایت بر «جزیره جهانی» (اوراسیا و آفریقا) و در نتیجه بر جهان فرمان خواهد راند. اسپایکمن این تز را بازسازی کرد و استدلال نمود که قدرت تعیینکننده در «ریملند» یعنی هلال حاشیهای داخلیِ احاطهکننده هارتلند قرار دارد که هم به قدرت دریایی و هم به قدرت خشکی دسترسی دارد. شعار معروف او چنین است: «هرکس ریملند را کنترل کند بر اوراسیا حکمرانی میکند و هرکس اوراسیا را حکمرانی کند، سرنوشت جهان را در دست دارد». در قرن بیستم، معماری راهبردی جنگ سرد اساساً با سیاست آمریکا در «مهار» اتحاد شوروی در همین ریملند شکل گرفت.
تیم پژوهشگران اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین مقام اول رقابتهای دیپلومتریک مرکز پژوهشهای مجلس را به دست آورد.

تیم پژوهشگران اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین مقام اول رقابتهای دیپلومتریک مرکز پژوهشهای مجلس را به دست آورد.
حضور تیم پژوهشگران اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین در سومین مجمع گفتگوی اندیشکده های ایران و چین

تیم پژوهشگران اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین در سومین مجمع گفتگوی اندیشکده های ایران و چین که با حضور جمعی از اندیشمندان چینی و ایرانی در مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه برگزار شد شرکت
فضا بهمثابه میدان جدید رقابت امنیتی میان چین و آمریکا

فضا طی دهههای اخیر از یک عرصه کمتنش و عمدتا فناورانه به یکی از مهمترین حوزههای رقابت ژئوپلیتیکی میان چین و ایالات متحده تبدیل شده است. این تحول ناشی از موازی بودن دو روند کلیدی است: نخست، افزایش وابستگی نظامی، اقتصادی و حکمرانی جهانی به شبکههای فضایی؛ دوم، ظهور فناوریهایی که امکان اقدامات کمهزینه را فراهم میکنند؛ تحرکات خاکستری که نه جنگ آشکار محسوب میشوند و نه قابل چشمپوشی هستند. به این ترتیب، فضا در رقابت استراتژیک چین و آمریکا از یک قلمرو نمادین به زیرساخت حیاتی امنیت ملی تبدیل شده و تحلیل روابط دو قدرت بدون شناخت ابعاد فضایی آن تصویری ناقص از آینده ارائه میدهد.
زخمهای فراموشنشدنی؛ بازخوانی دیگریسازی چین و ژاپن در «عکاسخانه نانجینگ»

اوجگیری دوباره تنشهای اخیر میان چین و ژاپن، بار دیگر نشان داد که «زخمهای تاریخی» و «حساسیتهای هویتی» چه میزان در شکلدهی ادراک متقابل این دو ملت نقشآفریناند. اگرچه چین و ژاپن از نظر فرهنگی ریشههای مشترکی دارند و در طول دهههای اخیر گردش مالی و اقتصادی گسترده ای میان آنها برقرار بوده، اما روابط دو کشور همیشه در سایهی یک بار معنایی سنگین از گذشته، حافظه جمعی آسیبدیده و تصورات پیچیده از «دیگری» شکل گرفته است. این گذشته پرتنش، از جنگ چین و ژاپن گرفته تا کشتار نانجینگ، استعمار بخشهایی از آسیا، و مناقشاتی که هنوز در کتابهای تاریخ و گفتمانهای رسمی بازتولید میشوند، نهتنها مانعی احساسی، بلکه عنصری ساختاری در روابط سیاسی دو کشور باقی مانده است.
هویتسازی در گفتمان شی جینپینگ: «چینی بودن» بهمثابه واکنشی به مدرنیته لیبرال غربی

در دههی اخیر، دولت چین تحت رهبری شی جینپینگ پروژهای فراگیر برای بازتولید هویت ملی آغاز کرده است؛ پروژهای که صرفاً فرهنگی یا نمادین نیست، بلکه بخشی از سازوکارهای سیاسی، ایدئولوژیک و امنیتی جمهوری خلق چین را تشکیل میدهد.
کریدور طلای چین: معماری نوین قدرت مالی در جهان چندقطبی

در دههی گذشته، چین نشان داده است که رقابت با غرب صرفاً در سطح قدرت نظامی یا فناوری تعریف نمیشود، بلکه در عرصهی زیرساختهای جهانی پیونددهنده معنا پیدا میکند.
شکاف در شرق آسیا: بحران تایوان، فشار اقتصادی چین و میدان جدید آزمون سیاست خارجی ژاپن

تنش اخیر میان چین و ژاپن، از نگاه ویلیام چو، نتیجه یک تحول ساده در سطح دیپلماسی نیست؛ بلکه بازتاب تغییر عمیقتری در معماری امنیتی شرق آسیاست.
نگاهی به قانون ارتقای صنعت فیلم جمهوری خلق چین – بخش اول

قانون ارتقای صنعت فیلم جمهوری خلق چین در ۷ نوامبر ۲۰۱۶ در بیستوچهارمین جلسه کمیته دائمی دوازدهمین کنگره ملی خلق تصویب و از ۱ مارس ۲۰۱۷ به مرحله اجرا درآمد. تصویب این قانون توسط بالاترین مرجع قانونگذاری کشور و در دوران رهبری شی جینپینگ، اهمیت سیاسی و اعتبار راهبردی آن را بهوضوح نشان میدهد. در واقع این قانون نشاندهنده رویکرد چین به استفاده از قدرت نرم فرهنگی برای تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج ارزشهای ملی است.